بررسی های قلب و اسکن قلب
نویسنده: سید هادی هاشمی - ۱۳۸٥/٥/٢٤


بررسی های قلب در پزشکی هسته ای با روشهای پیچیده ای انجام می شود زیرا زنش های پیوسته قلب جزئیاتی را که می توانند در نگاره دیده شوند ، محدود می کند . با بکارگیری سیگنالهای ECG برای فعال کردن آشکارساز در مرحله آسایش زنش قلب توان جداسازی نگاره را می توان افزایش داد .
ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی Tc 99m و حساسیت بسیار دوربینهای گامای امروزی، امکان آشکار ساختن ساختمان قلب ، حجم و رگهای آن را در مرحله های گوناگون زنش قلب فراهم می سازد . روش هم زمان ساختن یا گام گذاری دوربین گاما با به کارگیری ویژگیهای پتانسیل الکتریکی قلب بیمار برای فعال کردن دوربین در هر مرحله دلخواه ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . برای نمونه با گرفتن اسکن از بیمار در حالت جلو مایل به راست به گونه ای که مرزهای بطن چپ در بیرون از بطن راست جا گیرد ، کانتور بطنی یا حجم درون بطنی به هنگام سیستول یا دیاستول با به کارگیری رخدادهای الکتریکی P و QRS منحنی زنش قلب به عنوان ماشه یا آغازگر ممکن است بررسی شود . داده های به دست آمده در این روش برای تجزیه و تحلیل کار بطنی بسیار سودمند است . در شکل (45-4) الکتروکاردیوگرام که نمایشی از ولتاژ قلب نسبت به زمان است به همراه تغییرهای فشار بطن چپ و حجم آن نسبت به زمان برای یک زنش کامل قلب آمده است . با بکارگیری چنین تغییرهایی ، بسیاری از پارامترهای ارزشمند قبلی با گام گذاری می تواند بدست آید . در شکل ( b45-4 ) چگونگی گام گذاری با بکارگیری منحنی ECG نمایش داده شده است .
در شکل ( 46-4 ) گذر مولکول نشاندار ( با Tc 99m ) در یک قلب سالم نشان داده شده است . همانگونه که شکل نشان می دهد نخست حجم رادیواکتیو به سوی سیاهرگ توخالی بالایی ( ورید اجوف فوقانی ) رانده می شود (1) سپس آهسته آهسته به سوی دهلیز راست و بطن راست و سرخرگ ششی حرکت می کند (2) در برگشت از ششها حجم ماده رادیواکتیو را در گذر از اتاقکهای چپ می توان دید (3و4) و در گذر از آئورت (5) سرانجام وارد شاخه شکمی آئورت می شود . بنابراین ماده رادیواکتیو همه فضای قلب و رگهای اصلی را پیموده است . این حرکت می تواند داده های بالینی ارزشمندی بدست دهد .

رادیوداروهایی که به دنبال حمله قلبی در جایگاه آسیب بتوانند متمرکز شوند ، در حال ساخت می باشند . امروزه تالیوم Te 81201 برای اسکن قلب و بررسی پرفیوژن آن در هنگام آسایش و استراحت بکار برده می شود . داروی دیگری که بیشتر به کار می رود sestamibi Tc 99m است . بررسی ماهیچه های قلب با بکارگیری رادیوداروهای یادشده امکانپذیر شده است .
در نگاره برداری ایزوتوپی از قلب ، با بکارگیری اسکن معمولی ، پخش نسبی رادیو داروها از یک حجم برروی یک سطح تصویر می شود . این کار از سه زاویه گرفته می شود و نگاره بدست آمده ای از این سه زاویه است که نمایش ساختار قلب را بدست می دهد . این نمایش به ستبرای ماهیچه میوکارد عمود بر سطح دوربین گاما ، جذب ناحیه ای میوکارد و کاهش بافتی بستگی دارد . فرم نعل اسبی قلب در اسکن 201Tl ( تالیوم و استامیبی ) در شکل (47-4) مربوط به جذب پرتو بوسیله دیواره میوکارد ، اندازه اندک اکتیویته در خون درون قلب و ستبرای دیواره هایی است که عمود بر سطح دوربین جا گرفته اند .
در روش برش نگاری تک فوتونی یا SPECT ، دوربین گاما در یک قوس ˚180 به گرد قلب می چرخد . در این چرخش تصویرهای ( حجم روی سطح ) بسیاری (32 تصویر ) بدست می آید که پس از پالایش یا فیلتراسیون داده ها ، ترکیب تصویرها یا پروژکسیونها بگونه ای الکترونیکی و رایانه ای انجام می شود تا نگاره رادیوایزوتوپی اسپکت SPECT بدست آید . می توان با فیلتراسیون ویژه ای به کمک رایانه از ساختارهای بدست آمده و یا از پروژکسیونهای یاد شده نگاره سه بعدی بدست آورد
به نقل از وبلاگ مهندسی مهندسی پرتوپزشکی
سی تی اسکن - ( CT- SCAN )
نویسنده: سید هادی هاشمی - ۱۳۸٥/٥/٢۱
این شیوه تصویر برداری در حقیقت به معنی تصویر گیری مقطعی و عرضی از اعضای بدن میباشد. اما دارای اسامی مختلفی است که از آن جمله میتوان به CAT مخفف کلمات Computerized Axial Tomography به معنی توموگرافی کامپیوتری محوری میباشد. CTAT مخفف کلمات Computerized trans Axial Tomography به معنی توموگرافی کامپیوتری عرضی محوری میباشد. CTR مخفف کلمات computerized trans Recanstration ، CDT مخفف کلمات computerized Digital Tomography به معنی توموگرافی دیجیتالی کامپیوتری میباشد. اما نام ترجیحی آن که در کتابها و کاربردهای پزشکی بکار میرود کلمه CT اسکن مخفف کلمات computerized tomography scan میباشد که کلمه scan اسکن به معنی تقطیع کردن و واژه توموگرافی از Tomo به معنی برش یا قطعه و graphy به معنی شکل و ترسیم است، گرفته شده است. در اصل به معنی تصویرگیری از برشهای قطع شده از یک عضو به صورت کامپیوتری میباشد.
دیدکلی
اگر با یک درخواست سیتی اسکن ، به بخش سیتی اسکن یک بیمارستان مراجعه کرده باشید، شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که فرو رفتن در یک دستگاه تونل مانند و بی حرکت ماندن برای مدتی در داخل آن شما را دچار دلهره میکند یا نه. آیا با توجه به اخبارهای رادیو و تلویزیون راجع به خطرات اشعه ایکس خطری شما را تهدید میکند یا نه؟ یا اینکه چگونه یک کارشناس رادیولوژی بعد از قرار دادن شما در داخل دستگاه خود به اتاق دیگری رفته و از پشت یک شیشه بزرگ و یک کامپیوتر چه کاری انجام میدهد و با بلندگو با شما صحبت میکند؟
تاریخچه
در سال 1917 میلادی یک ریاضیدان اتریشی به نام رادون (J.Radon) ثابت کرد که یک شیئی دو یا سه بعدی را میتوان با گرفتن بینهایت عکس از آن در جهات مختلف به تصویر کشید که پایهای برای سیتی اسکن محسوب میشد. در سال 1956 دانشمندی به نام بارسول (Barcewell) نقشه خورشیدی از تصاویر شعاعها درست کرد. در سال 1961 الدندرف (oldendorf) و در سال 1963 آلن کورمارک (Allencormarck) اندیشههایی از سیتی اسکن را فهمیده و مدلهایی در حد آزمایشگاهی ساختهاند. در سال 1968 کول (kuhl) و ادواردز (Edwords) یک دستگاه اسکن مکانیکی برای تصویری از هسته ساختهاند که موفق بودند. اما نتوانستند کار خود را در حد رادیولوژی تشخیصی ، توسعه دهند. تا اینکه در سال 72-1970 اصول ریاضی گفته شده توسط ریاضیدان انگلیسی (God feryhaunsfield) بکار گرفته شد و توانست یک دستگاه سیتی اسکن را بسازد و جهت مصرف بالینی معرفی کند. در سال 1979 جایزه نوبل بطور مشترک به پروفسور آلن کورمارک و گاد فری هانسفیلد تعلق گرفت.
سیر تحولی و رشد
مانند تمام رشتههای تصویر گیری پزشکی (رادیولوژی) دستگاههای سیتی اسکن بطور مداوم تغییر کرده و بوسیله کارخانهها و سازندگان مختلف پیش رفته است. دستگاه اولیه که بوسیله هانسفیلد و توسط شرکت EMI ساخته شده بود، فقط برای ارزیابی مغز طراحی شده بود، که دستگاه نسل اول یا EMI نام داشت. مدت زمان کوتاهی نگذشت که نسل دوم دستگاههای سیتی اسکن با امکانات بیشتر به بازار آمد و نسل سوم این دستگاهها با امکاناتی از جمله کم شدن زمان تصویر گیری معرفی شد. هم اکنون نسل چهارم با سرعت خیلی بالا و امکانات بهینه و نتایج عالی موجود میباشد.
ساختمان یک دستگاه سیتی اسکن
یک دستگاه اسکن توموگرافی کامپیوتری از یک میز برای قرار گرفتن بدن بیمار ، یک گانتری که سر بیمار در آن قرار میگیرد، یک منبع تولید اشعه ایکس ، سیستمی برای آشکار کردن تشعشع خارج شده از بدن ، یک ژنراتور اشعه ایکس ، یک کامپیوتر برای بازسازی تصویر و کنسول عملیاتی که تکنولوژیست رادیولوژی بر آن قرار میگیرد، تشکیل شده است.
اصول کار دستگاه سیتی اسکن
پس از اینکه بدن بیمار بر روی میز و سر آن در گانتری قرار گرفت و شرایط دستگاه بر حسب ناحیه مورد تصویر برداری تنظیم شد، یک دسته پرتو ایکس توسط کولیماتور (محدودکننده دسته اشعه) به صورت یک باریکه در آمده و از بدن بیمار رد میشود (پالس میشود). مقداری از انرژی اشعه هنگام عبور از بدن جذب و باقیمانده اشعه با عنوان پرتو خروجی که از بدن بیمار عبور میکند توسط آشکار سازی که مقابل دسته پرتو ایکس قرار دارد، اندازه گیری شده و بعد از تبدیل به زبان کامپیوتری در حافظه کامپیوتر ذخیره میشود. بلافاصله پس از اینکه اولین پالس اشعه بطرف بیمار فرستاده و اندازهگیری شد و لامپ اشعه ایکس یک حرکت چرخشی بسیار کم انجام داد، دسته پرتو ایکس دوباره پالس شده ، مجددا اندازهگیری میشود و در حافظه کامپیوتر ذخیره میگردد.
این مرحله چند صد یا چند هزار بار بسته به نوع دستگاه تکرار میشود تا تمام اطلاعات مربوط به عضو مورد نظر در حافظه کامپیوتر ذخیره شود. کامپیوتر میزان اشعهای را که هر حجم معینی از بافت جذب میکند، اندازه گیری میکند. این حجم بافتی را واکسل (Voxel) مینامند که مشابه چند میلیمتر مکعب از بافت بدن میباشد. در سی تی اسکن یک لایه مقطعی از بدن به این واکسلهای ریز تقسیم میشود، که با توجه به مقدار جذب اشعهای که توسط هر کدام از این واکسلها صورت میگیرد، یک شماره نسبت داده میشود. این شمارهها نیز بر روی تصویر که بر صفحه تلویزیون مانند کامپیوتر میافتد، یک چگالی با معیار خاکستری (از سفید تاسیاه) اختصاص داده میشود.
نمایش هر کدام از واکسلها را بر روی مونیتور یک پیکسل (Pixl) میگویند. یعنی واکسلها حجم سه بعدی و پیکسلها دو بعدی میباشند و هر چه تعداد پیکسلها بر روی مونیتور بیشتر باشد تصویر واضحتر و قابل تفکیکتر است. اعدادی که با توجه به مقدار جذب اشعه به هر بافت اختصاص داده میشود، را اعداد سی تی یا اعداد هانسفیلد مینامند. بطور مثال بافت چربی کمتر از بافت عضلانی و بافت عضلانی کمتر از بافت استخوانی اشعه را جذب میکند. بنابراین بطور مثال استخوان 400+ ، آب صفر و چربی 50 و هوا 500 میباشد که هر چه مقدار این اعداد کمتر باشد، بر روی فیلم سیتی اسکن آن قسمت طبق معیار خاکستری بیشتر به سمت سیاهی تمایل دارد و برعکس هرچه عدد سی تی مثل استخوان بالا باشد تصویر به سمت سفیدی تمایل دارد. گاهی برای مشخص تر شدن اعضایی که دارای چگالی شبیه به هم هستند از مواد کنتراست زا استفاده میشود که تفاوت را به خوبی مشخص کند.
کاربرد تشخیص بیماریهای مغز و اعصاب
چون سی تی اسکن میتواند تفاوت بین خون تازه و کهنه را به تصویر بکشد، به همین دلیل برای نشان دادن موارد اورژانس بیماریهای مغزی بهترین کاربرد را دارد.
بیمارهای مادر زادی مانند بزرگی یا کوچکی جمجمه .
تشخیص تومورهای داخل جمجمهای و خارج مغزی .
خونریزی در قسمتهای مختلف مغز و سکتههای مغزی .
تشخیص بیماری اعضای داخل شکمی مانند کبد ، لوزالمعده ، غدد فوق کلیوی.
بررسی بیماریهای ریه.
برگرفته از وبلاگ جامع مهندسی پزشکی
آشنايی با مهندسی پزشکی- گرايش بيوالکتريک
نویسنده: سید هادی هاشمی - ۱۳۸٥/٥/۱٧
این گرایش از مهندسی پزشکی دامنه بسیار وسیعی را شامل می شود اما در تعریفی کوتاه ، بیوالکتریک را می توان علم استفاده از اصول الکتریکی ، مغناطیسی و الکترومغناطیسی در حوزه پزشکی دانست ؛ همچنین الگوبرداری از سیستم های بیولوژیکی در طراحی های نوین مهندسی نیز در حیطه این علم قرار دارد . در واقع یک مهندس بیوالکتریک علاوه بر این که به تمام گرایشهای مهندسی برق (به ویژه گرایش الکترونیک در مقطع کارشناسی و گرایشهای کنترل و مخابرات در مقاطع بالاتر) با دیدگاهی از حوزه علم خود نظر دارد ، از برخی از شاخه های مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات نیز در حیطه علم مهندسی پزشکی یاری می جوید .
هدف دانشکده از ایجاد این گرایش در مقطع کارشناسی ، تربیت مهندسان الکترونیکی است که با گذراندن واحدهای درسی و آزمایشگاهی ای نظیر فیزیولوژی ، آناتومی و فیزیک پزشکی ، به نوعی بلوغ ذهنی و توانایی علمی در حوزه پزشکی دست یافته اند .

اهم حوزه هايی که یک مهندس بیوالکتریک در آن فعالیت می کند عبارتند از :
الف – پردازش سيگنال هاي حياتي
پردازش علائم حياتي يكي از گستردهترين مباحث موجود در فعاليتهاي گرايش بيوالكتريك است. اين مبحث در واقع بخشي از مبحث كلّي ”پردازش سيگنال“ است كه مورد بررسي و استفاده بسياري از گرايشهاي مهندسي، به ويژه مهندسي مخابرات و الكترونيك ميباشد، امّا بنا به ماهيت خاص سيگنال مورد پردازش دركارهاي پزشكي، توجه به نكات خاصي در پردازش سيگنالهاي حياتي الزامي است كه به اين مبحث موجوديت خاص و ويژهاي داده است.
همچنین در تمامي موارد ثبت سيگنال، دادة اخذ شده داراي نويزها و آرتيفكتهاي مختلف است كه لازم است قبل از هر كاري بر روي سيگنال، اين زوايد از آن حذف شوند. از این رو مبحث حذف نويز، يا در حالت كليتر، بهبود كيفيت سيگنال از جمله مباحث مهم در پردازش سيگنال است .
ب- پردازش تصاوير پزشکي و سيستم هاي تصوير برداري
تصاوير پزشكي با توجه به آنكه وضعيت بدن را به صورت دو بعدي و حتي سه بعدي (بوسيله كامپيوتر) نشان ميدهند، يكي از مهمترين وسايل تشخيص براي پزشكان هستند كه همواره بخش عظيمي از تحقيقات را به خود اختصاص دادهاند. سيستمهاي تصوير برداري را مي توان به گروههاي زير تقسيم كرد:
• روشهاي اشعه ايكس (راديوگرافي، فلوئورسكوپي و CT).
• روش مغناطيسي MRI .
• پزشكي هستهاي (Nuclear Medicine).
• روشهاي ماوراء صوت.
تصاوير حاصله در روشهاي فوق عموماً و به صورت خام قابل استفاده نيستند، لذا پردازشهاي وسيع و گستردهاي روي آنها صورت ميگيرد كه عموماً شامل موارد زير است:
• پردازش تصاوير و استخراج اطلاعات موثر در تشخيص و يافتن مواضع مورد توجه (ROI).
• بازسازي تصاوير در كامپيوتر به صورت سه بعدي و درونيابي اطلاعات جهت توليد برشهاي لازم از ارگان تحت تصوير برداري.
• حذف نويز، اختصاص رنگ و در كل ارتقاء كيفيت تصوير.
پ - پردازش صوت وگفتار و طراحي سيستم هاي گفتار درماني و کمک همراه معلولين گفتاري
گفتار يکي از علايم بسيار مهم زيستي است که از هوشمندترين موجود روي زمين، يعني انسان صادر ميگردد. با توجه به توسعة وسيع سيستمهاي کامپيوتري و اهميت روزافزون انواع پردازشهای صوتی و گفتاری در جهان امروز و ارتباط تنگاتنگی که ويژگيهای گفتار توليد شده با خصوصيات آناتوميک و عصبي دستگاه توليد گفتار و همچنين چگونگي عملکرد سيستم اعصاب مرکزي او دارد، اهميت پرداختن به اين مقولة پرکاربرد مهندسي در دانشکدة مهندسي پزشکي ظاهر ميگردد. البته علائق و نوع رويکرد برخورد با مسائل مهندسي در اين دانشکده باعث تفاوتهاي پايهای و اصولي در نوع برخورد با اين مسئله نسبت به دانشکدههائي مثل برق يا کامپيوتر و رشتههائي مثل مخابرات و کامپيوتر شدهاست. در آن جا معمولاً به سيگنال گفتار به صورت يک سيگنال عادی که حاوي اطلاعاتی است که بايد به هر صورت ممکن از آن استخراج گردد، نگاه مي شود در حاليکه در دانشکدة مهندسي پزشکي، محققين در پي دنبال کردن مسئله و مدلسازي آن به صورتي هستند که تا حد ممکن با اصول عملکرد جهاز صوتي و مبانی زيستی توليد گفتار در انسان هماهنگي داشته باشد و سعي مينمايند از روشهاي استخراج ويژگي و مدلهائي استفاده کنند که به روشهای زيستي انساني نزديکتر باشند
موارد ديگر مربوط به اين رشته، طراحي و ساخت وسائل و تجهيزات تشخيصی مثل شنوائي سنجي و ثبت و پردازش سيگنالهای برانگيختة شنوائي، انجام پردازش های لازم در اعضای مصنوعي شنوائي مثل حلزون مصنوعي گوش و ساخت دستگاههائي است که به کمک افراد لال و يا داراي مشکلات حاد گفتاري بيايند و به صورت دستگاهي کمک همراه معلول و يا کمک درمان او عمل نمايند.
ت - مدلسازي سيستم هاي بيولوژيک
مطالعه، تحليل و مدلسازي سيستمهاي بيولوژيکي در عين اينکه راهگشاي پيشرفت فني و علمی در ديگر شاخه های رشتة بيوالکتريک مي باشد، به صورت ايده بخشي قوي برای انجام ابداعات در شاخههاي ديگر علوم مهندسي مثل رشتة پردازش سيگنال، مخابرات و کنترل عمل ميکند. اهميت اين شاخه از گرايش بيوالکتريک از زيربنائي بودن آن براي ديگر شاخههای اين گرايش نشأت ميگيرد.
سيستم هاي بيولوژيک دارای ساختارهاي فيزيولوژيک و کنترلي بسيار پيچيده و کارآ ميباشند. تحليل و مدلسازي کيفي و کمّي آنها در اکثر موارد فاصلة فوقالعادهای نسبت به آنچه که در واقع است، ميگيرد، ولي حرکت در اين جهت علاوه بر اينکه به مدلهائي مهندسي منجر ميشود که قابل استفاده در بخشهاي ديگر مهندسي بيوالکتريک هستند، ايده بخش ابداع روشهاي قوي تر در شاخههای ديگر مهندسي نيز ميباشد. برای مثال مدلهاي مهندسي مثل شبکههاي عصبي مصنوعي و بسياری از پردازشگرها و کنترلرهاي هوشمند، ايدة اولية خود را از چگونگي عملکرد سيستمهاي بيولوژيک و زنده اخذ نموده و مينمايند.
مدلسازي سيستمهاي بيولوژيک محدود به دايرة خاصي نيست و از مدلسازي کمّي و کيفي يک سلول تا مدلسازي سيستم اعصاب مرکزي انسان، يعني مغز، ادامه مييابد. از آن ميان، به عنوان مثال ميتوان به موارد پرکاربرد زير اشاره نمود:
• مدلسازي عضلات و سيستم عصبی محرک آنها
• مدلسازي نخاع
• مدلسازي قشرهاي حرکتي مغز.
• مدلسازي نواحي ديداري، شنيداري و ادراکي مغز.
• مدلسازي عقدههاي درون مغزي که اِشکال در آنها به بيماريهائي مثل پارکينسون منجر ميگردد.
• مدلسازي مخچه و چگونگي اجراي حرکات و ادراکات مهارتي
• مدلسازي چشم و سلولهاي عصبي بينائي
• مدلسازي سيستم توليد گفتار و شنوائي به صورت حلقه باز و حلقه بسته
• مدلسازي سيستم تنظيم فشار خون، ضربان قلب و ميزان الاستيسيتة رگها
• مدلسازي سيستم تنظيم درجة حرارت بدن
علاوه بر استفادههاي فراوان مهندسي که اين مدلهاي رياضي (و يا حتي در مواردي کيفي) دارند، در موارد درماني خاص نيز ميتوان از آنان بهره گرفت . براي مثال اگر مدل نسبتاً مناسبي از يک سيستم مهم بدن مثل سيستم تنظيم فشار خون محاسبه شود، ميتوان اثرات اعمال داروهاي مختلف کاهش يا افزايش فشار خون را در دوزهاي مختلف و فواصل و نرخ اعمال دارو را بدون اينکه خطري برای کسي داشته باشد توسط رايانه، با استفاده از برنامههاي شبيه سازي که در آن از مدل رياضي ساخته شده برای آن سيستم استفاده شده است، آزمايش نمود.
ث - طراحي بخش هاي الکترونيکي و کنترل اعضاء و اندام مصنوعي و ساخت وسايل توانبخشي
از بخش های مهم و تخصصی رشتة مهندسي پزشکي طراحي و ساخت اندام مصنوعي است. در اين راه علاوه بر تخصصهای بيومکانيک جهت طراحي و ساخت بخشهای مکانيکي اندام مصنوعي و بيومواد جهت سازگار ساختن آنها با ويژگيها و حساسيتهای اندام طبيعي که در مجاورت آنها قرار ميگيرند، در مواردي که اندام مصنوعي از نوع فعال هستند، نيازمند مدارات الکتريکي، الکترونيکي و ديجيتالي ميباشند. از اين نوع اندام مصنوعي برای مثال ميتوان از دست و پاي مصنوعي فرمانپذير، حلزون مصنوعي گوش و چشم مصنوعي نام برد که همگي از فنآوريهای بسيار پيشرفتة روز استفاده ميکنند. طراحي و ساخت اين گونه وسايل، يکي از جالبترين و مهمترين بخشهاي فني و پژوهشي مربوط به گرايش مهندسي بيوالکتريک است.
به عنوان مثال در طراحي بخشهاي کنترلي "دست سيبرنتيک" که از طرحهاي ملي اجرا شده در دانشکده مهندسی پزشکی دانشگاه صنعتی امیرکبیر است، که در واقع يکنوع دست مصنوعي قابل کنترل ارادي، جايگزين دست قطع شدة معلولين ميباشد، ابتدا از سختافزارهاي دريافت و تقويت سيگنالهاي “EMG” جهت ثبت علايم مذکور از عضلات سالم معلول استفاده ميشود و سپس حجم وسيعي از پردازشها و طبقهبنديهاي هوشمند سيگنالهاي “EMG” جهت آشکارسازي جهت ارادة فرد معلول و يافتن حرکت مورد نظر او به کار گرفته ميشوند. در ادامه، روشهاي پيشرفته و غير خطي کنترلي توسط سيستمهای ميکروپروسسوري، جهت تحقق صحيح آن حرکت در شرايط بسيار متغير دست مثل بارگذاري متغير و زواياي مختلف اجزاي متصل آن که توليد سيستمي بسيار غير خطي ميکنند، پياده سازي ميشوند.
مشاهده مي گردد که بخش وسيعي از دانش فني سختافزاري و نرمافزاري برای طراحي و ساخت اعضاي مصنوعي مختلف لازم هستند که باعث وسيع شدن دايرة عملکرد اين بخش ميگردند.
علاوه بر موارد مربوط به ساخت اعضاي مصنوعي، طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات توانبخشي را نيز ميتوان در اين دسته قرار داد. از اين ميان ميتوان به تجهيزاتي مثل سيستم “FES” يا تحريک الکتريکي عضلات افراد قطع نخاع جهت حرکت دادن مصنوعي آنها اشاره کرد، و يا تجهيزات الکتريکی و الکترونيکي توانبخشی که دايرة وسيعي از وسايل را شامل ميگردند و جهت بازيابي توانائي فيزيکي اعضاي صدمه ديده به کار ميروند.
ج - ثبت سيگنال هاي حياتي و طراحي سيستم هاي مانيتورينگ بيمارستاني
اين بخش مربوط به طراحي و ساخت وسايلي جهت ثبت دادهها و علائم حياتي از بيمار می شود. با توجه به تواناييها و گسترش روزافزون فنآوري ديجيتال، اين سخت افزارها غالباً به كامپيوتر متصلند و لذا توليد مدارهاي واسط مناسب بوسيلة فنآوري روز يكي از زير مجموعههاي مهم تحقيقاتي در اين مقوله محسوب ميشود.
با توجه به حجم بسيار بالاي استفاده از تجهيزات مانیتورینگ و ثبت داده در محيطهاي بيمارستاني، از جمله اتاق های عمل، آيسي يو، سيسييو و آزمايشگاههاي ثبت نوارهاي قلبي و مغزي، اهميت اقتصادي توليد چنين تجهيزاتي آشکار ميگردد و ارزش کار مهندسي و تحقيقاتي بر روي اين گونه وسايل را نشان ميدهد.
ح - طراحي و ساخت سيستم هاي درماني و آزمايشگاهي پزشکي
در اين بخش تجهيزات فراواني وجود دارد كه برخلاف موارد بيان شده كه در تشخيص كاربرد داشتند، در درمان بيماريها كاربرد دارند و با وجود نياز فراوان به آنها در نقاط مختلف كشور، تا كنون در كشور ساخته و به صورت عمده عرضه نشدهاند. محققان و متخصصان بيوالكتريك قادرند به ساخت اينگونه تجهيزات و يا تا حدامكان توليد داخل نمودن آنها اقدام نمايند. مواردي از اين دست را ميتوان به شرح زير ذكر كرد:
سنگ شكنهاي كليه
تجهيزات فيزيوتراپي و كايروپراكتيك
تجهيزات راديوتراپي
ليزرها
علاوه بر موارد فوق ، می توان به امکان فعالیت مهندسان بیوالکتریک در حوزه های گسترده ای نظیر:
• طراحی بانکهای اطلاعاتی پزشکی ،
• طراحی سیستم های مورد نیاز در مانیتورینگ و یا جراحی بیمار از راه دور،
• ایجاد شبکه های تبادل اطلاعاتی بین مراکز آموزشی-درمانی و بیمارستانهای کشور جهت کنترل بیماریهای مسری ، انتقال بیماران و ...
اشاره کرد که نیازمند همکاریهای بین بخشی گسترده ای در سطح کشور می باشد.
همچنین با توجه به نقش اساسی تجهیزات پزشکی در ارتقاء شاخصهای بهداشت عمومی ، و در نظر داشتن این مطلب که سالانه صدها میلیون دلار صرف خرید این تجهیزات برای بیمارستانهای کشور می شود، استفاده از مشاوره علمی و فنی مهندسان پزشکی در سفارش و خرید این تجهیزات، موجب کاهش هزینه های احتمالی ناشی از معیوب بودن دستگاه و یا ناکارآمدی آن می شود.
گفتنی است به علت عدم تعریف جایگاه مهندسان این رشته در نمودار سازمانی بیمارستانهای کشور ، متأسفانه هزینه های سنگینی به بخش درمان تحمیل می شود؛ به عنوان مثال ، دستگاهی به قیمت گزاف از شرکتهای واسطه ای که معمولا تخصص ویژه ای در حوزه مهندسی پزشکی ندارند، خریداری می شود، در بیمارستان به علت عدم آشنایی پرسنل با جزئیات فنی دستگاه و نگهداری آن و یا به هر دلیل دیگری، دستگاه دچار اشکال فنی می شود، حال یا به گورستان این تجهیزات در بیمارستانهای کشور منتقل می شود و یا با صرف هزینه های غیر واقعی که از سوی شرکت سازنده درخواست می شود اقدام به تعمیر دستگاه مورد نظر می شود. از این رو حضور مهندسان پزشکی به عنوان مسئول فنی و مهندسی در بیمارستانها ، و آموزش تکنسینها توسط ایشان جهت نگهداری و تعمیر تجهیزات، می تواند موجب صرفه جویی های اقتصادی و تضمین هر چه بیشتر سلامت بیماران شود.
برگرفته از وبلاگ جامع مهندسی پزشکی
پيامهای الگتریکی ارسالی از قلب - الکتروکارديوگرام
نویسنده: سید هادی هاشمی - ۱۳۸٥/٥/۱٧
پیامهای الکتریکی فعالیت منظم قلب را کنترل می کند. این پیامها حاصل تحریک خودبخودی سلولهای ماهیچه ای خاصی است که در دهلیز راست واقع اند.این سلول ها گره ی سینوسی-دهلیزی یا تپش ساز را تشکیل می دهندکه تقریبا ً ۷۲ بار در دقیقه با فاصله های منظم تحریک می شوند.اعصاب بیرونی قلب که به نیاز های خونی بدن وسایر محرکها پاسخ میدهند سرعت تحریک های گره را کم و زیاد میکنند . پیام الکتریکی گره ی تپش ساز سبب غیرقطبی شدن اعصاب و ماهیچه های دهلیز ها می شود. با انقباض دهلیز ها خون به درون بطنها تلمبه می شود و ماهیچه های دهلیز ها دوباره قطبی می گردند. با عبور پیامهای الکتریکی از گره ی دهلیزی - بطنی بطنهای راست و چپ غیر قطبی می شوند این کار باعث انقباض ورانش خون به گردش خونهای ششی وعمومی می گردد. اعصاب بطنی و ماهیچه ها دوباره قطبی وچرخه تکرار می شود.
اعصاب و ماهیچه های قلب را می توان مانند انبار هایی از الکتریسیته در نظر گرفت که درون یک رسانای الکتریکی تنه (بدن) محصور شده اند. ظاهراً سنجش مستقیم الکتریکی در قلب امکان پذیر نیست. داده های تشخیصی یا اندازه گیری پتانسیل های الکتریکی که قلب تولید می کند از نقاط گوناگون سطح بدن بدست می آید.
با گذاشتن الکترود ها روی پوست و تقویت پتانسیل ها و سپس نمایش نتایج به صورت ECG می توانیم اختلاف پتانسیل های روی سطح بدن را اندازه گیری کنیم.تغییر جایگاه الکترودها روی سطح بدن ممکن است باعث تغییرات دامنه یا حتی وارونه شدن سیگنال شود از این رو ECG ها را از ناحیه های مختلفی تهیه می کنند که از نظر آناتومیک به خوبی مشخص باشند.